حمد الله مستوفي قزويني
86
تاريخ گزيده
زاب مىخوانند و چون [ او مسن بود ، به حال حيات خود ] [ 1 ] پادشاهى به پسر داد . مدت پادشاهى او پنج سال [ و بروايتى پانزده سال ] [ 2 ] گرشاسب [ 3 ] ابن زو بن طهماسب بن منوچهر به حال حيات پدر پادشاه شد . افراسياب با او جنگ كرد و او در آن جنگ متوفى شد . افراسياب بر ايران مستولى خواست شد . زال لشكر كشيد و او را منهزم گردانيد و پادشاهى به كيقباد داد . مدت پادشاهى گرشاسف شش سال . بعضى مورخان پادشاهى او مسلم ندارند و گويند چون او در حال حيات پدر پادشاه شد و هم در حيات او بمرد ، زمان او داخل زمان پادشاهى پدرش باشد و هر دو يازده سال بود . فصل دوم از باب دوم ، در ذكر پادشاهان كيانيان ، مدت ملكشان هفتصد و سى و چهار سال : كيقباد ابن زاب بن زو بن طهماسب بن منوچهر . بمدد زال زر و پسرش رستم ، ايران از دست افراسياب مستخلص [ گردانيد ] [ 4 ] و ملك او را [ مسلم ] [ 5 ] گشت و جهان پهلوانى كه درين زمان ، امير الامرائى و [ مير الوسى ] [ 6 ] مىخوانند برستم داد و ده يك خراج ، جهت لشكر بنهاد . مردم بعهد او در كشاورزى كوشيدند . فرهنگ او پديد كرد . چون كيقباد با تورانيان صلح [ مىكرد ] [ 7 ] ، سرحد ايران و توران [ سارى ] [ 8 ] معين كرده بودند . آرش پسر كيقباد ، از افراسياب [ درخواست ] [ 9 ] تا يك تير پرتاب راه اضافت كند . افراسياب رضا داد . آرش بصنعت و ادويهء [ هوائى ] [ 10 ] ، تيرى از سارى بدان روى
--> [ 1 ] - ب : چون پير شد [ 2 ] - اين قسمت در نسخه ك ، ب ، ف ، ر ، نيست - م : يازده [ 3 ] - ف ، ر ، ب : گرشاسف [ 4 ] - نسخ ديگر : كرد ، ف : كردند [ 5 ] - نسخ ديگر : صافى شد [ 6 ] - فقط در نسخه ق . [ 7 ] - چنين است در نسخهء ق ، ساير نسخ : كرد [ 8 ] - فقط در ، ق و ف [ 9 ] - ف ، ق : درخواست كرد [ 10 ] - فقط در ، م ، ق ، ر